تبلیغات
هرروز برای خودش اندیشه ای دارد... - مطالب مرداد 1391

ستاره ها تک تک گم می شدند و من قبل از انکه سپیده سر بزند خوابم برد ...

سالگرد یک قصه

تاریخ:1391/05/20-04:10

نمی دانم کجایی ، شادی یا غمگین

ولی من ، همچنان انجا که می دانی، نشسته ام،  و غمگینم

و پی در پی ، برای ساعتی که خوب می دانم نمی دانی

برای سالگرد قصه ای که خوب می فهمم نمی فهمی  ، بی تابم

و تو، حتما برای ساعتی که خوب می دانم و می دانی

برای سالگرد قصه ای که خوب میفهمم و می فهمی ، بی تابی

بیا اینبار ، فقط اینبار با من باش

در این قصه ،که من با تو  و تو با خویش برایش سخت بی تابی

بیا اینبار ، فقط اینبار با من باش

بیا تا با تو بودن را برایم قصه ای دیگر ، برای سالگردی که شاید دیدم و شاید که هم نه

برایم قصه ای دیگر رقم زن

بیا این بار ، فقط اینبار با من باش

 

تقدیم به کسی که هرگز نخواهد خواند ...

5-5-1391




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بیا و گوش کن مرا ...

تاریخ:1391/05/6-16:19

یک حس عجیب ، حسی که گاهی ، و فقط گاهی سراغ هر کسی ممکن است بیاید ، حس بی ارزش بودن ، حس اشتباهی بودن ، حسی سراسر نا امیدی و تنهایی ...

 

به دست های من بخند

به التماس ناگزیر من

به اشک های سر بزیر من

به من بخند و گاه اگر که فرصتی شود

بیا و گوش کن  مرا

بیا و دست های من که رو به سوی توست را

و التماس ساده ای که در مقابلت نشسته را

و اشک های تازه که بی رمق شکسته اند را  

بیا و گوش کن مرا

بیا و تا که من هنوز زنده ام

و در برابر هزیز زندگی برای لحظه ای ، پایدار مانده ام

بیا و گوش کن مرا

بیا و در مقابلم نشین و دست های خسته را که رو به سوی توست ،گیر

و اشک های سر بزیر روی گونه های من ، که در سکوت خسته اند را ببین

بیا و التماس ساده ام ، که در مقابلت نسشته را جواب ده

بیا و این قصیده را تمام کن!


جمعه 6 مرداد 91

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نامه ای به میانمار ...

تاریخ:1391/05/4-15:21

شاید چون مسلمانی ، این حق توست که این گونه بمیری، بسوزی ، به تو تجاوز شود ... تو رسانه ، گروه ، همپیمان و اتاق فکر نداری ...  و این گناه تو است ، مشکل توست ... می دانی چرا به تو تجاوز می شود ؟ می دانی چرا تو را زنده زنده می سوزانند ؟ می دانی چرا؟

چون

گفتار درست، تحقیر گفتار توست ، این همان اندیشه بودا است ان را تا کنون نشنیده بودی؟  کردار درست، سوختن تو ، کشتن تو ، تجاوز به کودکان تو این همه ی ارزوی بودا بود می دانم که این را خوب می فهمی ، لمس می کنی!  معاش درست، دزدیدن معاش توست ، غارت خانه های تو ...  کوشش درست، چگونگی کشتن تو ، سوزاندن تو . جهان بینی درست، تکذیب تو است ، تهدید تو است ...

می خواستم بدانم، تو هم  می توانی روزه بگیری؟ می دانی نخست وزیر انگلستان برای تو پیغام داده و رمضان را تبریک گفته ، خواستم بدانی که دلت شاد شود ... می دانی دوستان دمکراسی خواه امریکاییمان هم هر رمضان مسلمانان را به کاخ سفید دعوت می کنند ، می دانی تو مهم نیستی چون مسلمانی

رسانه ها ، درگیر جنگ داخلی سوریه هستند ... اما زیاد نگران نباش ، ترکیه برای تو هم لابد مرز هایش را خواهد بست ، کشتی آذوقه می فرستد (!) ... نگران نباش شورای همکاری (خلیج فارس) هم برای تو جلسه می گزارند ، از تو حمایت می کنند ، شاید برای تو هم اسلحه بفرستند ، شاید برای تو منطقه پرواز ممنوع درست کنند ، شاید برای تو هواپیما های f16 بفرستند ، بمب هسته ای بسازند ...

می خواستم بگویم ، که بدانی ، اگر همه ی مدعیان هم کنار تو نباشند ، اگر همه ی شکم پرستان و حاکمان دست نشانده تو را نمی خواهند ، اگه رسانه نداری ، اگر اسلحه و غذا نداری .... لااقل تو ، تنها تو خدا را داری ... و حمایت انسان های ازاده را... حمایت انها که برای حمایتشان سوت و کف و دست نمی خواهند ...

کدوکی که زنده زنده توسط بوداییان سوزانده شد

به جرم مسلمان بودن


مسلمانان میانمار


زن و مرد مسلمان در میانمار

همچنان ایستاده بر ارمان ...
ایستاده بر ارمان





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo